ابوالقاسم چیذری در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم گفت: در مسیر تحقق نظم و انضباط شهری مسائل و نگرانیهای گاه متفاوت از مسائل گذشته روبهرو هستیم که «نوع»، «حجم» و «گستره»، ناهنجاری های اجتماعی هر روز پیچیدهتر و رو به فزونی است و روند صعودی این مقوله طی چند سال گذشته قابل کتمان نیست.
وی افزود: یکی از پیچیدگیهای موجود در مسیر برقراری نظم و انضباط شهری، شگردهای غیراخلاقی و نامتعارف باندهای دستفروشی برای همراه کردن و فریبِ افکار عمومی و احساسات شهروندان است که در آخرین مورد آن چند پسر دستفروش، با ظاهر و پوشش دخترانه، اقدام به دستفروشی میکردند.

مدیرعامل شهربان با بیان اینکه آنها برای کسب درآمدهای کلان و میلیونی از هر حربه، تکنیک و شگرد غیراخلاقی استفاده میکنند، گفت:چندی پیش،معبربانان شهربان شهرداری تهران، در محدوده خیابان آزادی ــ رودکی به سه دختر دستفروش برخوردند که پشت چراغ قرمز مشغول دستفروشی بودند و سبب مزاحمت در رفت و آمد شهروندان و ایجاد ترافیک شده بودند که پس از پیگیری معبربانان مشخص شد این سه نوجوان، پسر هستند که با لباس دخترانه اقدام به دستفروشی میکنند.
چیذری افزود: از زاویه دیگر اگر بخواهیم به این چالش نگاه کنیم، به همان میزان که ناهنجاریهای اجتماعی دارای پیچیدگیهای خاص خود است باید برای مداخله به منظور تحقق نظم و انضباط شهری ذوالوجهین عمل کرد که در این راستا نیازمند تشریک مساعی نخبگان علمی و عملی حوزه اجتماعی هستیم.

چیذری اشاره کرد: گسترش حاشیهنشینی و مهاجرتهای بیرویه، ناکافی بودن طرحها و اقدامات دولتی و مشارکت محدود تشکلهای غیردولتی در حوزه آسیبهای اجتماعی از مهمترین مولدهای ناهنجاریهای اجتماعی در کلانشهر تهران است که می طلبد همه نهادها و ارگانهای دخیل در حوزه اجتماعی هم در رویه ها و هم در محتوا با یکدیگر همراه و همقدم شوند.
مدیرعامل شهربان خاطرنشان کرد: اینکه عده ای برای مقاصد اقتصادیِ غیرشرعی خود با تغییر ظاهر حاضر به فریب افکار عمومی و احساسات شهروندان می شوند قطعا بیانگر نبود تعادل نسبی در زندگی اجتماعی- شهری و یا ناتوانی و کم توانی دولت برای مهار افزایش ناهنجاریهای اجتماعی است و تنها راه غلبه بر این موانع، رویکرد به سیاستهای مشارکتجویانه و تقسیم کار بین دولت و مدیریت شهری و مردم است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: رشد ناهنجارهای اجتماعی و افزایش گروههای غیررسمی بساط گستر و دستفروش از یک مدل خاص تبعیت نمیکند بلکه عواملِ زمینه ساز، زنجیرهوار به هم متصل هستند و نگاه تک بعدی نتیجهای نخواهد داشت، بنابراین ااقدامات پیشگیرانه نیز باید زنجیرهوار و مرتبط با هم باشند و به نظر میرسد در این حوزه شهرداری تهران تنها مانده است و مابقیِ بازیگرانِ اصلی، منفعل شدهاند.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 19:44

به گزارش جام جم آنلاین، این حادثه در نواحی کوهستانی این ولایت رخ داده است. گزارشهای اولیه از این ولایت نشان میدهد که بیش از 200 خانه تخریب و صدها جریب زمین نیز زیر گل و لای دفن شده است.
ممکن است شمار تلفات و خسارات ناشی از جاری شدن سیل بیشتر از این باشد ولی تا زمانیکه تیمهای امداد از محل دیدن نکنند، تشخیص میزان دقیق خسارتها ناممکن است.
این منطقه تحت کنترل نیروهای طالبان است و به همین دلیل دولت از فرماندهان طالبان در این منطقه خواسته که به امدادگران اجازه دهند تا به آسیبدیدگان حادثه کمک برسانند اما هنوز پاسخی از آنها دریافت نکردهاند.
به گفته مقامات محلی، دولت افغانستان برای امدادرسانی، آمادگی کامل دارد و منتظر است که به نیروهای امدادرسان اجازه حضور در این محل داده شود.
آمارهای تقریبی نشان میدهد که از سال 1970 تا سال 2012، جاری شدن سیل 396 الی 597 میلیون دلار به این کشور خسارت رسانده است.
همچنین افغانستان جایگاه بیست و چهارمین کشور سیلخیز جهان را دارد.
منبع: ایسنا
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:07

به گزارش جام جم آنلاین، صبح امروز وقوع یک فقره درگیری و نزاع در اتوبان همت به مأموران پلیس 110 تهران بزرگ گزارش شد.
مأموران با حضور در محل حادثه دریافتند پیکر بی جان یک مرد 60 ساله در کنار اتوبان همت محدوده پل اشرفی اصفهانی رها شده است.
بررسیها حکایت از آن داشت که چند نفر سارق زورگیر با صاحب خودروی پراید که همین مرد 60 ساله بوده است درگیر شده و او را به قتل رساندهاند و خودرو را به سرقت بردهاند.
قاضی شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی تهران گفت: این مرد صاحب یک رستوران در شرق تهران بوده و قصد عزیمت به محل کار خود را داشته است.
وی افزود: در حال حاضر دستورات لازم برای شناسایی افراد زورگیر صادر شده است.
منبع: فارس
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:07

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از واحد اطلاع رسانی پلیس گیلان، سرهنگ فرهاد فلاح کریمی گفت: در تازه ترین روش مجرمانه برای سرقت، متهم در زمان های خلوت روز، به دستگاه خودپرداز یکی از بانک ها مراجعه و با شگردی مجرمانه اقدام به بستن خروجی پول دستگاه عابربانک کرده و منتظر قربانی می ماند.
وی افزود: قربانی که از نقص ایجاد شده در دستگاه خودپرداز بی اطلاع می باشد، جهت دریافت پول به باجه مراجعه و پس از وارد کردن کارت بانکی و انجام سایر عملیات منتظر دریافت پول خود شده ولی به دلیل نقص ایجاد شده در خروجی پول، قادر به دریافت پول نشده و بعد از مدتی کارت خود را دریافت و محل را ترک می کند.
سرهنگ فلاح کریمی بیان داشت: فرد مجرم که تمامی حرکات قربانی را زیر نظر دارد، به باجه خودپرداز این بانک مراجعه و پس از شروع به کار مجدد دستگاه خودپرداز، پیغام که آیا درخواست دیگری دارید را اجرا و بله را فشار داده و مبلغی را دریافت یا اینکه کلیه موجودی قربانی را به حساب دیگری منتقل می کند.
رئیس پلیس آگاهی استان گیلان با بیان اینکه هماهنگی های لازم برای برطرف شدن این نقص با بانک مربوطه انجام شده، از شهروندان خواست هرگونه موارد مشکوک را به مرکز فوریت های پلیسی 110 اطلاع دهند.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:43

به گزارش جام جم آنلاین، ظهر چهارشنبه 29 اردیبهشت ماه پس از پیدا شدن یک «کرم» در غذای سلف سرویس دانشگاه نوشیروانی بابل، تحصن دانشجویان نوشیروانی آغاز شد و تا امروز(پنجشنبه) همچنان این تحصن ادامه دارد.
حسنزاده معاون دانشجویی دانشگاه نوشیروانی بابل در خصوص ماجرای این تحصن به خبرنگار ایسنا گفت: ظهر 4شنبه 29 تیرماه به گفته دانشجویان کرمی در غذای سلف سرویس دانشگاه پیدا شد و دانشجویان به محض مشاهده این امر به معاون دانشجویی و رییس دانشگاه مراجعه کردند.
وی افزود: ما با بررسی غذاها پیشنهاد دادیم که فعلا غذا سرو نشود و از منوی دوم دانشگاه استفاده شود و درصورت لزوم نیز از بیرون غذایی برای دانشجویان تهیه شود.
معاون دانشجویی دانشگاه نوشیروانی بابل تصریح کرد: دانشجویان این امر را نپذیرفتند و ما جلسهای برای پرسش و پاسخ دانشجویان در ساعت 15 همان روز با حضور ریاست دانشگاه ترتیب دادیم که در این جلسه دانشجویان مشکلات خود را بیان کردند، عدهای بحث کیفیت غذا را زیر سوال بردند و عدهای نیز کمیت غذاها را مناسب ندانستند.
وی ادامه داد: پس از این جلسه عدهای از دانشجویان سخنان ما را قبول کرده اما عدهای نیز قانع نشدند و در نتیجه 70-80 نفر از آنان در ساختمان تحصیلات تکمیلی دانشگاه به تحصن ادامه دادند و شب نیز همانجا ماندند.
حسنزاده با اشاره به اینکه تمامی مشکلات مربوط به مشکلات صنفی است، افزود: دکتر صدیقی عضو هیت رئیسه دانشگاه نیز با دانشجویان صحبتهایی داشته و مشکلات آنها را شنیدند اما هنوز تحصن ادامه دارد.
وی در خصوص این امر که برای پایان تحصن چه اقداماتی صورت میگیرد، بیان کرد: ما به دانشجویان اعلام کردیم که درخواستهای قانون آنها را میپذیریم و آمادگی انجام آنها را داریم و آنها نباید خود را در برابر ما ببینند چون از نظر ما دانشگاه و دانشجویان درکنار هم و دریک راستا عمل میکنیم و تمام تلاش ما برای بهبود رفاه دنشجویان است.
حسن زاده اعلام کرد: ما باید برای مشکل پیش رو یک راه حل مناسب پیدا میکنیم، که یا کوتاه مدت مانند عدم صرف غذا و استفاده از غذای بیرون باشد، یا میان مدت مانند ادامه کار پیمانکار با نظارت بیشتر و استفاده از کارشناسان باتجربه غذایی و یا بلندمدت مانند عقد قرارداد با پیمانکار جدید و ارایه پیشنهادات دانشجویان در قرارداد جدید برای بالا بردن کیفیت غذا میتواند باشد.
وی در پایان افزود: در حال رایزنی با دانشجویان هستیم تا مشکل پیش آمده به بهترین صورت رفع شود.
منبع: ایسنا
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:23

به گزارش جام جم آنلاین ، جلال ملکی گفت: ساعت 11:04 دقیقه امروز تصادفی در جنوب به شمال اتوبان تهران-قم به ستاد فرماندهی سازمان آتش نشانی اعلام شد.
وی افزود: بلافاصله ماموران ایستگاه آتش نشانی به محل حادثه اعزام شدند که مشاهده شد یک دستگاه خودروی مسافربر ون با 11 سرنشین به دلیل نامشخصی از مسیر اصلی منحرف و پس از برخورد با گاردریلها واژگون شده است.
ملکی ادامه داد:در این حادثه متاسفانه 4 نفر از سرنشینان ون شامل 3 زن و یک مرد کشته شدند.
سخنگوی سازمان آتش نشانی تهران خاطر نشان کرد: آتش نشامان پس از انجام اقدامات ایمن سازی در ساعت 12:03 دقیقه عملیات خود را به پایان بردند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:05

به گزارش جام جم آنلاین ، او گفت: شوهرم سه زن دارد و من به همراه یکی از هووهایم در یک ساختمان زندگی میکنم. صبح امروز صدای گریه نوزاد هوویم را شنیدم و وقتی به آپارتمان او آمدم، بدن بیجان او را کنار نوزادش دیدم.
قاتل او همسرم است، آنها با هم اختلاف داشتند. ماموران متوجه شدند که زن میانسال با هوویش اختلاف شدید داشته و شب قبل از جنایت باهم درگیر شدهاند و همسر مقتول ساعتی قبل از قتل خانه را ترک کرده است.
با کسب این مدارک زن میانسال به قتل اعتراف کرد و گفت: از وقتی شوهرم با هوویم ازدواج کرده بود، دیگر به من اهمیتی نمیداد.همین باعث شده بود که نسبت به هوویم حسودی کنم و روز حادثه سراغش رفتم و درست زمانی که حواسش به من نبود، به او حمله و وی را خفه کردم.
وی افزود: همسرم در سیستان و بلوچستان پرونده داشت، زمانی که از این ماجرا باخبر شد، ترسید. او میترسید زمانی که در رابطه با این جنایت تحقیق میکنند، به خاطر اتهامی که در سیستان و بلوچستان داشت، دستگیر شود.ترس از دستگیری باعث شد تا او متواری شود و من تصمیم گرفتم جنایت را به گردن او بیندازم چرا که نمیتوانست هیچ دفاعی از خود کند.
به این ترتیب این زن به اتهام قتل عمد بازداشت شد.
منبع: تابناک
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:05
به گزارش جام جم آنلاین ، براساس اعلام پلیس راه گرمی در تصادف شدیدی که بین دو پراید رخ داد صاحبان این خودروها از ترس برخورد نکردن با تراکتوری که بدون چراغ در جاده حرکت میکرد با همدیگر برخورد کردند تا هر دو خودرو به صورت کامل آسیب ببینند.
این حادثه کشته نداشته اما مصدومان آن به بیمارستان گرمی منتقل شدند.

منبع: فارس
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:30

به گزارش جامجم ، این دو مرد اعدامی یک سال و نیم پیش دختر جوانی را در یکی از مناطق شهرستان بویراحمد ربوده و مورد آزار و اذیت قرار داده بودند. آنها با شکایت دختر جوان تحت تعقیب پلیس قرار گرفته و دستگیر شدند. متهمان که یکی از آنها سابقهدار بود، با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شدند و به ربودن و آزار و اذیت دختر جوان با همدستی جوان دیگری که فراری بود، اعتراف کردند.
تحقیقات از این دو متهم نشان میداد که یکی از آنها چندی پیش با شاکی ـ دختر جوان ـ آشنا و به عنوان خواستگار وارد زندگی او شده است. روز حادثه نیز به بهانه تفریح و حرف زدن درباره زندگیشان به اطراف شهر رفته بودند که پسر جوان به بهانه ای خودرو را متوقف میکند. بعد از آن دو نفر از دوستانش به او ملحق می شوند و سه نفری دختر جوان را مورد آزار و اذیت قرار میدهند .
این دو جوان آزارگر روانه زندان شدند اما تلاش برای دستگیری سومین متهم بینتیجه ماند. مدتی بعد دو متهم پرونده در دادگاه کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد محاکمه و هر دو به اعدام محکوم شدند. این احکام به تائید دیوان عالی کشور رسید و برای اجرا به واحد اجرای احکام دادگستری ارسال شد.
در این مرحله شمارش معکوس برای مرگ آنها آغاز شد. سرانجام با گذشت یک سال و نیم از وقوع جرم، آنها دیروز در زندان مرکزی یاسوج به دار مجازات آویخته شدند. در حالی پرونده این دو محکوم اعدامی بسته شده است که تلاش پلیس برای شناسایی و دستگیری همدست فراری آنها ادامه دارد.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 12:32

به گزارش جامجم ، 16 اردیبهشت امسال مردی برای سرکشی به خانه ویلایی والدینش به یکی از محلههای شهر پرند رفت اما کسی در را باز نکرد. سراغ آنها را از همسایهها گرفت که آنها نیز خبری نداشتند. او سپس با پلیس تماس گرفت و همراه آنها به خانه پدریاش رفت که معلوم شد زوج سالخورده با ضربههای متعدد چاقو به قتل رسیدهاند.
با گزارش این جنایت به محسن پورساداتی، کشیک قتل دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رباط کریم، اجساد قربانیان به پزشکی قانونی منتقل شد. بررسیهای اولیه نشان میداد طلاهای مادربزرگ و خودروی پراید پدربزرگ به سرقت رفته است. این در حالی بود که نوه این زوج که با آنها زندگی میکرد نیز به طور مرموزی آنجا را ترک کرده و کسی از او خبری نداشت. او به عنوان تنها مظنون، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.
در ادامه تحقیقات مشخص شد، او از سالها پیش که والدینش ازهم جدا شده بودند، به خانه مقتولان آمده بود و از چندی قبل هم معتاد به شیشه شده بود.
این در حالی بود که چند روز بعد از این جنایت خودروی پراید سرقتی مقتول بدون سرنشین در یکی از محلههای تهران، کشف شد. سرانجام دو روز پیش ماموران مطلع شدند نوه ناخلف به محل جنایت بازگشته و در حال پرسه زدن در آنجاست. ماموران به آنجا رفتند و با شناسایی متهم او را دستگیر کردند.
پسر شیشهای با انتقال به پلیس آگاهی در اظهاراتش به افسر تحقیق گفت: معتاد به شیشه بودم، آن شب هم دوباره مصرف کردم. درجریان توهم ناشی از شیشه صداهایی به من الهام میکرد که باید پدبزرگ و مادربزرگم را بکشم. ابتدا سراغ مادر بزرگم رفتم و خواستم طلاهایش را به من بدهد که قبول نکرد. پدربزرگم با شنیدن سر و صدایمان به اتاق آمد.
وی اضافه کرد: با پدربزرگم درگیر شده و او را با ضربههای چاقو کشتم. بعد هم سراغ مادربزرگم رفته و با چاقو چند ضربه به او زدم. طلاهای مادربزرگم را دزدیدم و با سرقت خودروی پراید پدربزرگ، خانه را ترک کردم. چند شب در خودرو خوابیدم تا این که از ترس دستگیری، خودرو را بعد از چند روز در محلهای رها کردم.
سرهنگ منصور خدادادی، رئیس پلیس آگاهی ویژه غرب استان تهران در این باره گفت: با اعتراف و ادعای مطرح شده توسط متهم، او با دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی معرفی شده تا سلامت روانیاش بررسی شود.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 12:32

به گزارش جامجم ، آبان سال گذشته زنی جوان با حالتی پریشان خود را به ماموران کلانتری یافتآباد رساند و راز جنایتی سیاه را فاش کرد.
او به ماموران گفت: امروز برای رفتن به خانه مادرم سوار خودروی پرایدی شدم. پس از رسیدن به یافتآباد، راننده تغییر مسیر داد. از او خواستم توقف کند، اما راننده سرعت خودرو را بیشتر کرد. به مرد جوان گفتم به سرطان مبتلا هستم و استرس برای من ضرر دارد، اما او بدون توجه به التماسهایم، مرا به محلی خلوت برد و تازه آنجا متوجه نقشه شیطانیاش شدم.
وی ادامه داد: او پس از آزار و اذیت، مرا در همان وضعیت رها کرد و گریخت که موفق شدم شماره پلاک او را یادداشت کنم. پس از این شکایت، تیمی از ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و متهم را شناسایی و بازداشت کردند.
دیروز متهم در شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی حسین اصغرزاده پای میز محاکمه قرار گرفت که در ابتدا شاکی گفت: پس از این حادثه با همسرم دچار مشکل شدهام و او قصد دارد مرا طلاق بدهد. خودم نیز دچار وحشت شده و از خانه خارج نمیشوم. متهم بدون توجه به التماسهای من، نقشه شیطانی خود را اجرا کرد.
در ادامه مرد جوان در جایگاه قرار گرفت و گفت: پس از اینکه این زن را به عنوان مسافر سوار کردم، در مسیر با هم صحبت کرده و من از او خوشم آمد. قصد داشتم با او صحبت کنم تا با من دوست شود. وقتی مدعی شد سرطان دارد، تصور کردم برای اینکه اجازه دهم پیاده شود، این حرف را میزند. من او را مورد آزار و اذیت قرار ندادم و ادعای تجاوز به عنف را قبول ندارم.
پس از دفاعیات متهم، قضات دادگاه برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:13

به گزارش جامجم ، اواخر شهریور سال 83 مردی سراسیمه به دادسرای امور جنایی پایتخت رفت و ادعا کرد پسرش گم شده است. او در شکایت خود گفت: پسرم با پیکانش در یک آژانس کار میکرد. حالا چند روزی است که به خانه بازنگشته و گم شده است. چند بار به تلفن همراهش زنگ زدم، خاموش بود. حتی از دوستان و اقوام نیز جویای حالش شدم اما آنها هم از سرنوشت پسرم بیاطلاع هستند.
با ادعاهای این پدر نگران بازپرس به تیمی از ماموران دستور داد تحقیقاتی را برای یافتن جوان گمشده آغاز کنند. روز 31 شهریورماه بود که جسد عقیل از درهای در جاجرود بیرون کشیده شد و پلیس با مشاهده ضربات چاقو پی برد وی به قتل رسیده است. با جنایی شدن ماجرای گمشدن این راننده آژانس، پلیس خودروی وی را در اسلامشهر به صورت رها شده یافت.
پنج سال بعد مردی ادعای عجیبی را مطرح کرد و گفت: یکی از دوستانم به نام حمید به من گفته همراه دو دوستش جوانی به نام عقیل را به قتل رسانده و خودروی او را به سرقت بردهاند.
همین کافی بود تا حمید دستگیر شود. وی در بازجوییها گفت: من، مهران و محسن اعتیاد به موادمخدر داریم چون پولی برای تأمین هزینههای مواد نداشتیم، تصمیم گرفتیم دست به سرقت بزنیم. روز جنایت در نقش مسافر در افسریه سوار خودروی عقیل شدیم و دربست خودروی وی را کرایه کردیم تا به جاجرود برویم. وقتی به محلی خلوت رسیدیم با چاقو تهدیدش کردیم که هر چه پول دارد به ما بدهد، اما وی مقاومت کرد .با چاقو چند ضربه به وی زدیم و او را به صندلی عقب کشاندیم. سپس محسن پشت فرمان نشست و به سمت جاجرود حرکت کردیم. وقتی به جاده جاجرود رسیدیم، محسن عقیل را به درهای برد و به قتل رساند سپس وسایل داخل خودرویش را سرقت و خودرو را در اسلامشهر رها کردیم.
متهمان در جریان رسیدگی به پرونده ادعاهایی را مطرح کرده و قتل را به گردن یکدیگر انداختند.
پس از گذشت 11 سال از این جنایت و در حالی که یکی از متهمان پرونده فرار کرده بود، جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
در این جلسه محسن و حمید مدعی شدند پس از 11 سال قصد دارند واقعیت را بگویند. حمید در دفاع از خود گفت: سال 83 همراه دوستانم ماشینی را به صورت دربستی کرایه کرده و به جاجرود رفتیم. در راه تصمیم گرفتیم ماشین و پولهای راننده را سرقت کنیم. وقتی راننده مقاومت کرد من با ضربات چاقو او را به قتل رساندم. بعد هم که مهران فرار کرد و دستگیر نشد با محسن تصمیم گرفتیم قتل را گردن او بیندازیم. زمانی که این قتل را مرتکب شدم، 18سالم بود. نمیفهمیدم چه میکنم، فکر میکردم اگر پنهانکاری کنم عذاب وجدان هم دست از سرم برمیدارد، اما نتوانستم. 11 سال است که در زندان هستم. عذاب وجدان شدیدی دارم و هرچه سنم بیشتر میشود، بیشتر میفهمم چه اشتباه بزرگی کردهام.
وقتی نوبت به محسن رسید او هم ماجرای قتل را شرح داد و گفت: ضربات را حمید به سینه مقتول زد. من هم فکر میکردم اگر پنهان کنم به دوستم کمک میکنم؛ اما اشتباه میکردم. با اینکه ضربات چاقو را من نزدم اما اتهام سرقت و آدمربایی را قبول دارم.
پس از دفاعیات متهمان، هیأت قضایی وارد شور شدند و متهم ردیف اول و دوم را پس از محاکمه و متهم ردیف سوم را به صورت غیابی به 25 سال حبس به اتهام آدمربایی و سرقت و همچنین متهم ردیف اول را به اتهام قتل عمدی به قصاص محکوم کردند.
حکم مجازات مجرمان دیروز از سوی قضات شعبه 47 دیوانعالی کشور تائید شد و اگر حمید نتواند رضایت اولیای دم را کسب کند، قصاص میشود.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:13

به گزارش جام جم ، اوایل اردیبهشت امسال استاد دانشگاهی با حضور در شعبه اول دادسرای ناحیه 34 سرقت با طرح شکایتی گفت: استاد بازنشسته دانشگاه تهران هستم. چند هفته قبل تصمیم گرفتیم به دلیل صداهای ترسناکی که میشنیدیم، خانهمان را تعویض کنیم. این در حالی بود که طی چهار مرتبه 180 میلیون تومان پول و سند خانهای در لواسان از خانه ما سرقت شد.
در ادامه ماموران چهار نفر را در این رابطه دستگیر کردند که سه نفر از آنها در وقتکشیک آزاد شدند. بازجوییها از فرد بازداشتی ادامه داشت تا اینکه پسر متهم برای آزادی او به دادسرا مراجعه کرد. قاضی که به پسر متهم مشکوک شده بود، دستور بررسی تلفن همراهش را صادر کرد که در بازرسی آن نام سه متهم آزاد شده به دست آمد که نشان میداد، با متهم بازداشتی ارتباط دارند.
در ادامه سه سارق دوباره بازداشت شده و در بازجوییها گفتند: شبها کنار پنجره منزل این استاد دانشگاه میرفتیم و با ایجاد صدای ترسناک، وی و همسرش را میترساندیم؛ پس از مدتی آنها ترسیدند و منزلشان را ترک کردند و ما در نبود آنها، از منزلشان سرقت کردیم. همچنین با سرقت اسناد منزل، وانمود کردیم که خانهها را قولنامه کردهایم.
سیدمحمود محمدی، دادیار شعبه اول دادسرای ناحیه 34 تهران پس از تحقیق از متهمان آنها را در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار داد.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 11:13
این مجرمان برای اینکه قصاص یا اعدام نشوند به دنبال نقشهای برای فرار هستند و با اینکه همیشه در فرار ناکام میمانند، اما اجرای نقشه خود را تیری در تاریکی میدانند. این هفته سراغ زندانیانی رفتیم که نقشه فرار در سر داشتند و ناکام ماندند.
فرار در شب برفی
روز جمعه نهم بهمن 94، ماموران زندان لاهیجان هنگام بررسی و سرکشی به زندانیان متوجه شدند پنج زندانی با تخریب نورگیر سلول فرار کردهاند. ماموران با اطلاع از فرار این پنج زندانی، موضوع را به پلیس و دادستانی گزارش کردند. همزمان با تشکیل پرونده قضایی، جستجو برای دستگیری این زندانیان فراری آغاز شد. بررسیها نشان داد زندانیانی که بین 19 تا 40 سال داشتند، به اتهام قتل، سرقت به عنف، نگهداری موادمخدر و سرقت موتورسیکلت در زندان دوران محکومیت خود را میگذراندند. مشخصات پنج زندانی فراری در اختیار گشتهای انتظامی پلیس قرار گرفت تا این که ماموران پس از هشت ساعت عملیات پلیسی توانستند ابتدا رد یکی از متهمان فراری را در حالی که در خانه پدریاش در شهرستان لاهیجان پنهان شده بود، به دست آورند که متهم خود را به پلیس تسلیم کرد. زندانی بازداشت شده در بازجویی اولیه اعتراف کرد که با همدستی چهار زندانی دیگر، حفاظ نورگیر سلولشان را تخریب کرده و متواری شدهاند.

در ادامه تحقیقات مشخص شد سه نفر از زندانیان در خانه روستایی یک مرد سابقهدار که بتازگی آزاد شده بود، مخفی شدهاند. ماموران راهی این خانه در حوالی آستانه اشرفیه شده و سه زندانی را همراه صاحبخانه دستگیر کردند. مرد صاحبخانه قرار بود با دریافت پول، سه زندانی را در خانهاش مخفی کرده و سپس فراری دهد. آخرین زندانی نیز در شهر لنگرود شناسایی و دستگیر شد. تحقیقات از زندانیان نشان داد شب فرار برف شدیدی در منطقه شروع به باریدن کرده و قدرت دید نگهبانان را کاهش داده بود.آنها هم از این فرصت برای فرار سوء استفاده کرده بودند.
آرسن لوپن

یکی از معروفترین کلاهبرداران ایران، مهدی بلیغ بود. او که به آرسن لوپن معروف شده است، مردی لاغر اندام و بسیار تیزهوش بود. او قانون را از حفظ بود و به بهانه نیاز به دستشویی از سراکیپ محافظ خود خواست تا دستبند را از دستش باز کند. وقتی این محافظ با دقت همه دستشویی را بازرسی کرد و دید راه فراری نیست به بلیغ اجازه داد به دستشویی برود غافل از اینکه آرسن لوپن ایران با کندن دریچه هواکش که تا پای ساختمان 15 متر فاصله داشت فرار خواهد کرد. مهدی بلیغ که در زندان مواد مخدر تولید میکرد و میفروخت با این فرار جنجال بهپا کرد و مطبوعات داخلی و خارجی به آن پرداختند. آرسن لوپن ایران یک بار دیگر وقتی در عراق بازداشت شد و او را سوار قایق کردند تا به ایران بیاورند از غفلت ماموران به آب پرید و از شلیکهای آنان توانست فرار کند، او شناکنان خود را به کویت رساند سپس وقتی به لبنان رفته بود دستگیر شد و سحرگاه 20 فروردین 60 به همراه شش قاچاقچی دیگر در ناصرخسرو تهران به صورت علنی اعدام شد.
فرار از زندان فوق امنیتی

مرد ایرانی با همدستی دو زندانی دیگر نقشه فرار کمسابقه از زندان فوق امنیتی اورنجکانتی در کالیفرنیا را عملی کرد. این فرار بزرگ جمعه دوم بهمن سال گذشته رقم خورد. سه تبهکار پس از آنکه نردههای هواکش سلول خود را بریدند وارد کانال هواکش شدند و خود را به پشتبام زندان رساندند. سپس با استفاده از طنابی که با ملحفه و لباسهای خود درست کرده بودند از آنجا فرار کردند. چند روز بعد از این ماجرا، یکی از زندانیان فراری به نام جاناتان تیو 20ساله که به جرم قتل به زندان افتاده بود، خود را تسلیم کرد اما مرد ایرانی به نام حسین و همدستش به نام باک تینگ دونک 43ساله از کالیفرنیا گریختند. درحالیکه پلیس برای دستگیری فراریان جایزه 200هزار دلاری تعیین کرده بود، مردی از اهالی سانفرانسیسکو با پلیس تماس گرفت و گفت در پارکینگ یک فروشگاه، خودروی ونی را دیده که شبیه همان خودرویی است که زندانیان فراری آن را دزدیده بودند و تصویرش در تلویزیون پخش شده بود. بهدنبال این تماس، تیمی از مأموران راهی فروشگاه شدند و هر دو زندانی فراری را دستگیر کردند. با دستگیری این دو زندانی، فرار جنجالی آنها پایان یافت و هر دوی آنها به زندان بازگردانده شدند. براساس گزارشها، حسین که مغز متفکر این فرار بود، سال 2012به جرم دزدیدن یک فروشنده ماریجوانا و شکنجه و بریدن یکی از اعضای بدن او تحت تعقیب پلیس قرار گرفته و دوسال بعد دستگیر شده و به زندان افتاده بود. براساس اعلام پلیس کالیفرنیا، یک معلم زبان به اتهام کمک به سه زندانی بازداشت شده است. مقامها معتقدند نوشآفرین رواقی با حسین نیری، یکی از سه زندانی متواری «آشنایی» داشته است. پلیس میگوید خانم رواقی 46 ساله، نقشه زندان را در حین برگزاری کلاس زبان به زندانیان متواری رسانده است. این بازداشت در پی آن صورت گرفت که به عقیده پلیس، حسین نیری، جاناتان تیو و بک دانگ نمیتوانستهاند بدون کمک از بیرون، نقشه فرار خود را عملی کنند.
فرار شهرام
فرار شهرام جزایری در اسفند 85 و دستگیری وی در نوروز 86 یکی از بزرگترین فرارهای زندانیان سرشناس در تاریخ ایران بوده است. شهرام جزایری ساعت 8 و 50 دقیقه روز سهشنبه یکم اسفند 85 با همراهی دو مامور به جای رفتن به مکانی که کارشناسان منتظرش بودند تا بخشی از دارایی او را ارزیابی کنند به آپارتمان خود در شهرک اکباتان رفت و به دور از دیدگان دو محافظ خود فراری شد. پس از فرار او تحقیقات گستردهای آغاز شد تا اینکه 20 روز بعد، او در یک روستا در عمان شناسایی و دستگیر شد.
انفجار دیوار زندان

ساعت 9 و 30 دقیقه زمانی که زندانیان به سالن ملاقات زندان ایلام منتقل شده بودند پس از صدای انفجاری مهیب بخشی از دیوار زندان فرو ریخت. همزمان نیز هشت زندانی از فرصت پیش آمده استفاده کرده و فرار کردند که شش نفر از آنها دستگیر شدند. بررسیها نشان داد فرد یا افرادی از بیرون زندان اقدام به منفجر کردن دیوار کردهاند تا نقشه فرار یک زندانی خطرناک را اجرا کنند. این زندانی به اتهام قتل و شرارت به اعدام محکوم شده بود. با پیگیریهای پلیس و دستگاه قضایی دو زندانی فراری دیگر هم دستگیر شده و بعد از دوسال عامل انفجار اعدام شد.
مجرمی با ذهن خلاق
علی الف، پ یکی از مردان خطرناک و سارقان مسلح است که با سه نفر از همسلولیهایش نقشه فرار بزرگی را طراحی کرد. آنها به سبک فیلمهای سینمایی ابتدا نقشه زندان را به دست آوردند و از فضاهای خالی که مختص تمهیدات برق، آب و دیگر احتیاجات زندان بود، استفاده کردند و به حفاری تونلی 50 متری دست زدند تا خود را به پشت دیوارهای بلند زندان برسانند. او در روز فرار وقتی یکی از زندانبانان را پیش روی نقشه ماهرانه و زحمات چندین ماههاش دید او را با اسلحهای هدف قرار داد و با همسلولیهایش توانست فرار کند. او توانسته بود 18 متر از تونل را حفر کند. این مرد خطرناک وقتی در بخش آسفالت کاری شهرداری کار میکرد شناسایی و بازداشت شد، او خیلی خونسرد حرف میزد و زمانی که پرسیده شد چگونه نقشه فرار را طراحی کرده، گفت: وقتی بیکار باشی ذهنت خلاق میشود، در زندان چون مشغولیتی نبود تصمیم به فرار گرفتم.
محمد غمخوار / ضمیمه تپش
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:53

با گزارش این جنایت همراه گروهی از کارآگاهان جنایی که به دنبالم آمده بودند به نمایشگاه خودرو در یکی از محلههای شهرستان قدس در غرب استان تهران رفتیم. اهالی مقابل نمایشگاه تجمع کرده بودند. ماموران با نوارهای «ورود ممنوع، صحنه جرم» محل حادثه را مشخص کرده و به اهالی اجازه نمیدادند وارد صحنه جرم شوند. همراه کارآگاهان پلیس جنایی وارد نمایشگاه خودرو شدیم.
ماموران بررسی صحنه جرم در حال جمعآوری اسناد و مدارک به جا مانده از محل جنایت بودند. زمانی که پا در آنجا گذاشتم شعلههای آتش توسط آتشنشانان خاموش شده و جسد سوخته مردی در اتاقک نگهبانی کشف شده بود.
بررسیهای اولیه آنها نشان میداد که این آتشسوزی نمیتواند یک حادثه باشد و به طور عمدی رخ داده است. تحقیقات مقدماتی نشان داد، مقتول کارگر نمایشگاه بوده و بر اثر اصابت ضربه به سرش فوت شده است. آثار خون همچنان روی در و دیوار آنجا دیده میشد.
در محل جنایت دستورات لازم را به کار آگاهان جنایی دادم و خواستم که خانواده مقتول را شناسایی و برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی احضار کنند. این در حالی بود که ساعاتی بعد خانواده مقتول شناسایی و توسط کارآگاهان جنایی مورد تحقیق قرار گرفتند. آنها به پلیس گفته بودند که مقتول به دلیل اختلافهایی که با همسرش و خانواده او داشته، خانه را ترک کرده و در نمایشگاه کار و زندگی میکرد. روزها در نمایشگاه خودرو کار میکرده و شبها نیز در اتاقک نگهبانی که در بخش انباری آنجا بوده، میخوابیده است. این خانواده میگفتند که شاید زن مقتول و اعضای خانواده او در قتل سهیل نقش داشته باشند. بنابراین این افراد برای تحقیقات به دادسرا و پلیس آگاهی فراخوانده شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.
همسر مقتول و برادرانش ادعا میکردند که در این قتل نقشی نداشته و فقط با مقتول پیش از این درگیری داشتهاند، اما هیچ وقت قصد انتقام از وی را نداشتهاند. در حالی که تحقیقات از همسر و دیگر اعضای خانواده مقتول ادامه داشت ماموران به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد مقتول مدتی پیش شاهد سرقت احشام توسط برادرش و افراد دیگری بوده است. او سپس با مراجعه به دادگاه هشتگرد موضوع را اطلاع داده بود.
با اطلاعاتی که او در اختیار قاضی پرونده قرار میدهد برادر مقتول و دوستانش یکی پس از دیگری بازداشت میشوند. بعد در ادامه تحقیقات راز سرقت 500 راس گوسفند را فاش میکنند. سارقان چند روز قبل از قتل با سپردن وثیقه در دادسرا آزاد شده بودند. پس از آزادی یکی از اعضای این باند مقتول را به مرگ تهدید کرده بودند. همین سرنخ کافی بود که ماموران احتمال دهند ممکن است مقتول قربانی شهادت در پرونده سرقت شده باشد.
در این مرحله متهم به سرقتی که نگهبان نمایشگاه خودرو را به مرگ تهدید کرده بود تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا این که چند روز بعد از این جنایت او دستگیر شد. وی با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و گفت که در این قتل نقشی نداشته و نمیدانسته که مقتول شاهد سرقتشان بوده و او به پلیس و مراجع قضایی آنها را لو داده است.
در ادامه تحقیقات این مرد مدعی شد که مقتول با همسرش اختلاف داشته بنابراین توسط این زن اجیر شده بوده تا شوهرش را به قتل برساند. این کار را انجام داده و قرار بوده که این زن مقداری پول در برابر این جنایت به وی بپردازد که هنوز نتوانسته پولی از همسر مقتول تحویل بگیرد.
با ادعای این متهم، همسر مقتول مورد تحقیقات پلیسی قرار گرفت. این زن میگفت که این مرد را نمیشناسد و گفتههایش دروغ است. با شوهرش اختلاف داشته، اما او پدر بچههایش بوده و به مرگ وی راضی نبوده است. نمیداند که چرا این مرد غریبه به دروغ میخواهد پای وی را به پرونده قتل شوهرش بکشاند.
در ادامه تحقیقات خود که روی همسر مقتول و خانوادهاش متمرکز کردیم معلوم شد که آنها انگیزههای لازم برای اجیر کردن متهم به قتل را در این جنایت نداشتهاند.
متهم به قتل بازداشت شده مورد تحقیقات متوالی قرار گرفت و سرانجام بعد از یک هفته قفل سکوت خود را شکست. این بار اعتراف کرد که همسر مقتول و خانواده وی در این جنایت نقشی ندارند.
عامل جنایت درباره انگیزهاش از این جنایت گفت: پس از دستگیری از طریق همدستانش متوجه شده شاهدی که آنها را لو داده برادر یکی از اعضای باند است.
بنابراین در همان مدت زمان کوتاهی که در زندان بوده نقشه قتل را طراحی میکند. بعد که از زندان آزاد میشود محله به محله در جستجوی او بوده است. سرانجام پس از جستجوهای زیاد او را در یک نمایشگاه خودرو پیدا میکند.
بعد با نقشهای از پیش تعیین شده داخل حیاط نمایشگاه پنهان میشود. شب هنگام که مرد نگهبان برای استراحت وارد اتاقک نگهبانی میشود از این فرصت استفاده کرده و با ورود به آنجا با بلوک سیمانی ضربههایی به سر مرد نگهبان زده و او را به قتل میرساند. قاتل چند ساعتی کنار جنازه میماند.
بعد برای این که ردی از خود بر جای نگذارد و ماجرا لو نرود اتاقک نگهبانی را به آتش میکشد تا تصور شود مرگ او در جریان حادثهای بوده است. متهم گمان نمیکرد خون مقتول دامان او را بگیرد و ماجرای این جنایت فاش شود. عامل جنایت پس از این که صحنه قتل را بازسازی کرد روانه زندان شد.
محسن پورساداتی - بازپرس جنایی دادسرای رباط کریم
ضمیمه تپش
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:53

به گزارش جام جم آنلاین، داوود رجبی در کرج اظهار داشت: متاسفانه ساعت 15 و 40 دقیقه بعد از ظهر امروز خبر سقوط یک فرد به رودخانه کرج به اطلاع ماموران هلال احمر البرز رسید.
وی افزود: بلافاصله ماموران امداد و نجات به محل اعزام شدند و با توجه به اینکه گزارش سقوط به رودخانه را داشتیم، یک تیم تخصصی سیلاب و غواصی نیز به محل اعزام گردید.
معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان البرز تصریح کرد: این فرد که خانمی بیست و سه ساله بوده، به همراه خانواده برای تفریح به منطقه درده در حاشیه جاده چالوس و رودخانه کرج رفته بودند که هنگام گرفتن عکس به رودخانه سقوط کرده است.
رجبی گفت: متاسفانه به دلیل شدت جریان آب و سقوط از ارتفاع این خانم جان خود را از دست داد و تلاش امدادگران برای نجات وی موثر نبود.
وی بیان داشت: با اقدام ماموران امداد و نجات و تیم تخصصی سیلاب و غواصی پیکر این مرحومه از رودخانه خارج شد.
منبع: فارس
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 2:04

به گزارش جام جم آنلاین، جلال ملکی گفت: ساعت 17:32 امروز حادثه سقوط طاق نصرت در خیابان 17 شهریور کمی بالاتر از زیرگذر امیرکبیر به سازمان آتشنشانی اطلاع داده شد.
وی افزود: پس از تماس، بلافاصله 2 ایستگاه به محل حادثه اعزام و مشخص شد، یک طاق نصرت که برای اعیاد نیمه شعبان در محل نصب شده سقوط کرده است.
ملکی با اشاره به جزئیات حادثه گفت: سقوط این طاق نصرت به سه خودرو آسیب رسانده و باعث ترافیک شدید در منطقه شده بود.
سخنگوی سازمان آتش نشانی با اشاره به مصدومان حادثه توضیح داد: در این حادثه، 3 سرنشین تاکسی دچار آسیب شدند که یکی از آنها به صورت سرپایی مداوا شد و دو نفر دیگر مصدومیتشان کمی بیشتر است.
ملکی با اشاره به ترافیک حاصل از این اتفاق گفت: چون سقوط طاق نصرت هر دو لاین خیابان را بسته بود، ترافیک بسیاری ایجاد کرد که اکنون با کمک پلیس راهور، مسیرهای جایگزین به رانندگان ارائه شده است.
منبع: فارس
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 23:55

مجرمان اینترنتی برای رسیدن به مقاصد خود هر روز از یک روش جدید استفاده میکنند تا علاوهبر دستگیر نشدن از سوی پلیس بتوانند از افراد بیشتری سرقت کنند. بتازگی مجرمان نامرئی با استفاده از روش اسکیمر دست به سرقت از حساب افراد میزنند. در این روش که مفصل در گزارشهای قبلی به آن پرداخته شده مجرمان با استفاده از دستگاه اسکیمر تمام اطلاعات کارت شما را هنگام خرید ذخیره کرده و سپس با ساخت کارت جعلی از حسابتان برداشت میکنند. هفته گذشته در برنامه مستند «بیراهه» نیز به موضوع سرقتهای دو برادر میوهفروش در استان یزد به روش اسکیمر پرداخته شده بود.
یکی از این متهمان چهار سال قبل در شهر بندرعباس مرتکب قتل شده و از آن زمان تحت تعقیب پلیس بود.
ابتدای این برنامه سردار کاکاوند، فرمانده انتظامی استان یزد در این باره گفت: بهمن 94 باندی که از حساب شهروندان یزدی به روش اسکیمر کلاهبرداری میکردند توسط پلیس فتا شناسایی شدند. با دستگیری این افراد مشخص شدآنها دو برادر و یک زندانی دیگر هستند که به همین روش در چند استان دیگر نیز دست به کلاهبرداری زدهاند.
وی ادامه داد: دستگاههای کارتخوان باید در دسترس و جلوی چشم مشتری باشد تا عملیات پرداخت را خودش انجام دهد. اگر به هر دلیلی امکان در دسترس بودن دستگاه نبود، باید دستگاه در معرض دید باشد تا مشتری بداند چگونه از حسابش پول برداشت میشود و رمز باید توسط مشتری وارد شود، هرجا مشکلی پیش آمده ناشی از افشای رمز توسط مشتری بوده است.
به گفته رئیس پلیس یزد این مجرمان از حساب افراد 30 فقره برداشت غیرمجاز کرده و علاوه بر آن در بازجوییها سردسته باند اعتراف کرد سال 91 در بندرعباس زن جوانی را به قتل رسانده است.
سرقت در پوشش میوهفروشی
یکی از متهمان در ادامه برنامه گفت: اهل شهر یزد نبودیم اما با اجاره یک مغازه میوه فروشی در این شهر با استفاده از روش اسکیمر کلاهبرداری میکردیم. در این روش وقتی مشتری برای پرداخت پول میوهها کارت را به ما میداد در یک لحظه در دستگاه اسکیمر که داخل صندوقی جاسازی کرده بودیم اطلاعات کارت بانکی را تخلیه و خیلی زود اقدام به ساخت و کپی کارت میکردیم.
این متهم ادامه داد: ما طی چهار روز در شهر یزد 24 میلیون تومان کلاهبرداری کردیم. البته دو مشتری پولدار به پست ما خورده و توانستیم از آن دو نفر حدود 20 میلیون تومان کلاهبرداری کنیم. بعد از یزد به شهرستان لار رفتیم، اما موفق نشدیم در این شهر کلاهبرداری کنیم. ما 24 شاکی داریم که بجز دو نفر از آنها که گفتم از مابقی کمتر از 200 هزار تومان سرقت کردهایم.
این متهم اضافه کرد:من سابقه سرقت اینترنتی نداشتم تا اینکه در زندان با همدستم آشنا شدم و تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم. او در اتاقکی پشت مغازه مینشست و من به بهانه اینکه کارتخوان جلو مغازه خراب است، از مشتریان کارت را گرفته و خودم کارت میکشیدم. همان لحظه نیز همدستم چون کارش را بلد بود یک کارت جعلی میساخت.
قتل زن جوان
متهم میانسال در مورد قتل گفت: مقتول که زن جوانی بود با من بسیار راحت بود که همین موضوع باعث شد با همسرم درگیر شود.قرار شد با زن جوان صحبت کنم، به همین دلیل به خانه او رفتم. خواهر مقتول نیز در جریان رابطه ما بود به همین خاطر از من خواست دو مدرکی را دست خواهرش دارد برایش بگیرم. وقتی از او درخواست مدارک خواهرش را کردم شروع به داد و فریاد کرد به همین دلیل او را با روسری خفه کردم.
وی افزود: من عذاب وجدان داشتم و هیچ کس به اندازه من سر خاک مقتول نمیرفت. از آن روز به بعد زندگی من خراب شد.
سرقت در پایان هفته
سرهنگ رضایی، رئیس پلیس فتای استان یزد نیز در این باره گفت: از چند ماه قبل افراد مختلفی به پلیس فتا مراجعه و مدعی شدند در حالیکه کارت عابربانک در اختیار خودشان است از حسابشان پول برداشت شده است. با بررسیهای پلیس مشخص شد تمام این کارتها از طریق یک دستگاه کارتخوان خالی و همه موجودی آنها برداشت شده است. با دستور قاضی پرونده، کارآگاهان بررسیهای لازم را انجام دادند و مشخص شد ازکارتخوان، موجودی حساب نیز اخذ شده و سپس سارقان اقدام به برداشت از حساب کردهاند.
در ادامه برنامه یکی از شاکیان این متهمان در مورد نحوه سرقت از حسابش گفت: چند ماه قبل برای خرید به مغازه میوه فروشی متهم و برادرش رفتم. من متوجه نشدم آنها از کارتم کپی تهیه کرده اند تا اینکه ساعتی بعد متوجه برداشت پول از حسابم در چند مرحله شدم. چون این برداشتها عصر پنجشنبه رخ داد تا شنبه نتوانستم کاری انجام دهم و متهم 12 میلیون تومان از حسابم برداشت کرده بود. من نمیدانستم میشود اینگونه از حساب برداشت کرد. بانک باید آموزشهای لازم را بدهد و بگوید که هنگام خرید نباید کارت را در اختیار فروشنده قرار داد.
سرقت برای ربا
در پایان محمد نعیمینژاد، بازپرس دادسرای یزد در مورد این جرم گفت: مردم برای اینکه در دام این کلاهبرداران گرفتار نشوند نباید اطلاعات حسابشان را در اختیار دیگران قرار دهند. در این پرونده رفتار متهمان علاوه بر اینکه مشمول ماده 13 قانون جرایم رایانهای میشود، مشمول ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری نیز میشود.
بازپرس پرونده متهمان افزود: متهم اصلی اعتراف کرده سال 87 برای کارش در بازار مجبور به گرفتن 40 میلیون تومان ربا شده که همین ربا به 200 میلیون تومان رسیده و او برای اینکه بتواند آنها را پس دهد دست به سرقت زده است.
کپی در کمتر از یک ثانیه
در این برنامه یکی از متهمان گفت:همدستم فرد خطرناکی بود که و در زندان با او آشنا شدم.او مجبورم کرد اینکار را انجام دهم. متهم قصد داشت پسرم را گروگان بگیرد تا مجبور به همکاری با او شوم. دوبار خانهام را عوض کردم، اما فایدهای نداشت و به همین دلیل مجبور به همکاری با او شدم.
این متهم ادامه داد: کپی کارتهای بانکی کمتر از یک ثانیه طول میکشد و رمز را هم که مشتری میگوید. بعد از کپی اطلاعات کارت داخل اسکیمر، بلافاصله کارت جعلی را میساختم.
این سارق نامرئی با بیان اینکه سیستم الکترونیک بانکها ضعف دارد، گفت: ضعیفترین موضوع کارتهای بانکی، مغناطیسی است که براحتی میتوان آن را هک، کپی یا جعل کرد. من به عنوان یک سارق اینترنتی نمیدانم چرا بانکها دوست ندارند امنیت کارتها را افزایش دهند. من پیشنهاد ارتقای کارتهای بانکی را دادهام. علاوه بر کارتها، دستگاههای کارتخوان نیز مشکلاتی دارد. این دستگاه متعلق به مشتری است، نه فروشنده و همیشه باید در دسترس مشتری قرار گیرد.
متهم برای جلوگیری از گرفتار شدن در دام سارقان اینترنتی در توصیهای به مردم گفت: بهترین شرایط این است که کارت بانکی را در اختیار کسی قرار ندهند. کسی که کارتش را به دیگری دهد بدون شک رمز را نیز میدهد. من درست است که ضعفهای تمام بانکها را میدانم اما به عنوان یک آدم کلاهبردار چرا باید در قالب توصیه این ضعفها را بگویم و نتوانم بیرون کار کنم. من آزاد شوم باز هم کلاهبرداری میکنم.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 23:55

به گزارش روابط عمومی دانشگاه سمنان با تائید مرگ یا خودکشی احتمالی یکی از دانشجویان این دانشگاه از وقوع این حادثه اظهار تاثر کرد.
روابط عمومی دانشگاه سمنان که پیش از این و در تماس با ایسنا، خبر مرگ یا خودکشی احتمالی دانشجوی این دانشگاه را تلویحا تکذیب کرده بود، لحظاتی پیش با تائید خبر مرگ این دانشجو این مطلب کوتاه را بر روی خروجی سامانه اطلاعرسانی خود قرار داد:
«با کمال تاسف، روز چهارشنبه 29 اردیبهشتماه ساعت 13:50 دقیقه، یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه سمنان در یک حادثه ناگوار جان خود را از دست داد.
علت واقعه از سوی دستگاههای زیربط در حال بررسی است.
ضمن عرض تسلیت به خانواده این دانشجو، اخبار تکمیلی بعد از اعلام نتیجه از سوی مقامات مسؤول به اطلاع خواهد رسید».
منبع: ایسنا
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:42

به گزارش جام جم آنلاین، حبیب حسینقلیزاده گفت: ساعت 12 ظهر امروز به دنبال گزارش مردمی از روستای اسنجان آخمقیه مبنی بر کاهش هوشیاری مرد 28 ساله به اپراتوری فوریتهای پزشکی تبریز، پایگاه 214 به محل حادثه اعزام شد.
وی ادامه داد: تکنسینهای اعزامی مرگ این مرد 28 ساله را به دنبال برخورد رعد و برق تایید کردند.
حسینقلیزاده گفت: افرادی که دچار رعد و برق زدگی شدهاند، دچار صدمات شدید عصبی و اسکلتی میشوند و نباید بدون رعایت اصول اولیه پزشکی حرکت داده شوند.
منبع: ایسنا
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:42

قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده یکی دیگر از پروندههای طلاق خود را بررسی میکند. پروندهای که در آن زوج جوان فقط به دلیل استعفای زن از شغل مهمانداری تصمیم به طلاق گرفتهاند. وقتی قاضی عموزادی درباره جزئیات اختلافات این زوج میپرسد، زن جوان رشته کلام را در دست میگیرد و به قاضی میگوید: «آقای قاضی، شوهر من خودخواه، خودرای و خودپسند است که فقط به نظرات خودش اهمیت میدهد. او میخواهد مرا مجبور کند تا کاری را که خودش میخواهد انجام دهم. از همان روز اول هم همین طور بود. همیشه این من بودم که باید طبق خواستههایش عمل میکردم و اگر این طور نمیشد، زندگیام را به جهنم تبدیل میکرد. برای همین همیشه سعی کردم با این رفتار او بسازم و حرفی نزنم. من شهاب را تحمل میکردم و اعتراضی هم نداشتم، اما چند وقت پیش کاری کرد که دیدم اگر نسبت به این موضوع هم اعتراضی نکنم، به خودم توهین کردهام. ماجرا از این قرار است که من چند سالی است که مهماندار هواپیما هستم. اوایل از شغلم راضی بودم و از اینکه هر بار به سفر میرفتم و جاهای مختلف را میدیدم، خوشحال بودم. زمانی هم که با شهاب ازدواج کردم، چند ماهی میشد که مهماندار شده بودم. شهاب هم وقتی متوجه شد شغل من چیست خیلی هیجان زده شد و گفت که شغل خیلی خوبی دارم.
او ادامه میدهد: ما زندگی مشترک خود را آغاز و اوایل در کنار هم احساس خوشبختی میکردیم. فقط گاهی اوقات میدیدم شهاب سعی دارد فقط به خواستههای خودش عمل کند و حرف خودش را به کرسی بنشاند.
من هم تصور میکردم که او یک مرد و طبیعی است که بخواهد حرف، حرف او باشد. تا اینکه بعد از گذشت مدتی تصمیم گرفتم از شغلم استعفا بدهم. این شغل با تمام هیجاناتی که دارد، خیلی به من استرس وارد میکرد.
با هر پرواز، استرس حوادث مختلف را داشتم. همیشه حالم بد میشد و مرتب اعصابم بههم میریخت. این اواخر از لحاظ روحی اذیت میشدم. برای همین با وجود درآمد زیادش تصمیم به استعفا گرفتم، اما پیش از استعفا شغل جدیدم را پیدا کردم تا بیکار نمانم؛ شغلی که متناسب با مدرک تحصیلیام بود. قرار شد بعد از استعفا در یک شرکت مهندسی مشغول به کار شوم، ولی در این میان باید به شهاب هم جواب پس میدادم. او از همان روزی که شنید میخواهم از کارم استعفا بدهم، شروع کرد به غر زدن و جنجال به راه انداختن که چرا میخواهی استعفا بدهی. شهاب میگفت شغلت درآمد زیادی دارد و استعفا دادن کار اشتباهی است. باور نمیکردمسلامت روحی و روانی من برایش مهم نباشد و تنها به درآمد بالایی که داشتم نگاه میکرد. این دیگر خودخواهی محض بود. برای همین تصمیم گرفتم برای اولین بار به خواستهاش عمل نکنم و من هم مثل او تنها به خودم فکر کنم. ولی درست بعد از استعفا بود که زندگیام به جهنم تبدیل شد. شهاب داد و فریاد به راه انداخت و به من توهین کرد. آن هم فقط به دلیل این که شغلم را عوض کردم تا در آرامش کار کنم.
در این لحظه مرد صحبتهای همسرش را قطع کرده و میگوید:« آقای قاضی من حرف ناحقی نزدم. شغل همسرم درآمد خوبی داشت و با این تغییر شغل درآمدش سه برابر کمتر میشد. از طرفی کار خوبی داشت و خودش هم این شغل را دوست داشت، اما به دلیل یکسری هیجانات احمقانه تصمیم اشتباهی گرفت. من فقط اشتباهش را به او گوشزد کرده و گفتم از این کارش پشیمان خواهد شد، ولی این سحر بود که جنجال به راه انداخت و کارمان را به اینجا کشاند.»
زن نیز میگوید: این موضوع به خود مربوط میشد و اگر من هر تصمیمی میگرفتم تو باید به آن احترام میگذاشتی، نه اینکه به خاطر پول و حقوق مرا تحت فشار بگذاری. آقای قاضی، این مرد خودخواه به خاطر درآمدم حاضر نشد مرا درک کند و از آنجا که دوست دارد همه جا بگوید همسرم یک مهماندار هواپیماست، مرا تا این اندازه آزار داد. دیگر نمیخواهم کنار او
زندگی کنم.
در پایان قاضی پس از شنیدن صحبتهای این زوج رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول میکند.
سیما فراهانی / ضمیمه تپش
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:36
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از سازمان آتش نشانی تهران، پس از اطلاع رسانی این حادثه به سامانه 125 از سوی شهروندان، ستاد فرماندهی سازمان آتش نشانی تهران بی درنگ نیروهای عملیاتی ایستگاه 38 را ساعت 4:58 صبح امروز به شهرک ولی عصر(عج)، خیابان شهید حیدری شمالی اعزام کرد.
عباس جهانگیری فرمانده آتش نشانان اعزامی در خصوص این حادثه گفت: یک باب مغازه باتری سازی به مساحت 12 مترمربع دچار آتش سوزی شده و تلاش مالک آن که در محل حادثه حضور داشت برای مهار آتش سوزی بی نتیجه بود.
وی در ادامه گفت: آتش نشانان پس از قطع جریان برق مغازه به سرعت با استفاده از تجهیزات فردی و لوله های آبرسانی و با رعایت کامل نکات ایمنی آتش سوزی را مهار و کاملاً خاموش کردند.
این فرمانده آتش نشانی با اشاره به اینکه آتش نشانان با حضور به موقع خود از سرایت آتش سوزی به مغازه های مجاور جلوگیری کردند، خاطرنشان کرد: نیروهای عملیاتی پس از ارائه تذکرات ایمنی به مالک مغازه، مأموریت خود را به پایان رساندند.
گفتنی است؛ علت بروز این حادثه از سوی کارشناسان منطقه 4 عملیات در دست بررسی است.




برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:36

سرانجام تصمیم خود را گرفت و برای شکایت به پلیس مراجعه کرد. لیلا وقتی مقابل افسر تحقیق نشست در شکایتش گفت: دانشجو هستم و از یکی از شهرستانهای اطراف به اینجا آمدهام. در خوابگاه زندگی میکنم و پدرو مادر بیچاره و سادهدل من فکر میکنند دخترشان را برای تحصیل فرستادند، ولی خبر ندارند چه گندی زدهام و مطمئنم اگر بفهمند سکته خواهند کرد.
دختر سر به راهی بودم و کاری به کسی نداشتم و سرم توی درس و کتاب بود. چند هم اتاقی هم داشتم که سر و گوششان میجنبید. خیلی در گوشم خواندند که چرا تو اینقدر پاستوریزه بوده و عضو هیچ شبکهای نیستی! اوایل زیر بار نرفتم. حتی خواستم اتاقم را عوض کنم ولی چون وسط سال بود هیچ کس حاضر نشد جایش را با من عوض کند.
بالاخره این دوستان نااهل پیروز شدند و مرا تسلیم کردند. شاید یکی از دلایلی که زیر بار حرفشان رفتم این بود که دیگر از متلکهای آنها خسته شده بودم. این بود که یک گوشی هوشمند خریدم. خرید گوشی همانا و شروع بدبختیام همان. کارم صبح تاشب شده بود وبگردی در سایتهای مختلف تا این که در یکی از شبکههای اجتماعی با پارسا آشنا شدم. او خودش را اهل یکی از استانهای غربی کشور معرفی کرد.
لیلا به اینجای داستان زندگیاش که رسید، مکث کوتاهی کرد و ادامه داد: بعد از آشنایی کمکم صحبتهایش رنگ احساسی و عاشقانه به خود گرفت. او ادعا میکرد که نه یک دل، بلکه صد دل عاشقم شده و این احساس دوطرفه بود. تحمل این که روزی او را از دست بدهم نداشتم. یک روز پارسا ازمن خواست بهانهای جور کنم و به دیدنش بروم، من هم بدون اطلاع والدینم به سمت شهر او راه افتادم فقط یکی از دوستانم را در جریان گذاشتم. پارسا در ترمینال منتظرم بود. از دیدنش احساس خوبی داشتم. او از من خواست همراهش به جشن تولد یکی از دوستانش بروم و قول داد که اتفاقی نمیافتد.
وقتی به آنجا رسیدیم. آن طور که فکر میکردم نبود. عدهای دختر و پسر با سرو وضع نامناسب در حال رقص و پایکوبی بودند. پارسا مرا به آنها معرفی کرد و گفت برای استراحت به اتاق بروم. او با رویی باز خیلی تحویلم گرفت و شربتی برایم آورد. خوردن شربت همانا و... وقتی به خودم آمدم فهمیدم ساعتها خواب بودم. فکر میکردم ماجرای شربت و بیهوشی فقط برای داستانهاست. از پارسا خبری نبود. احساس بدی به من دست داد. هر چه تماس میگرفتم جواب نمیداد تا این که برایم یک فیلم ارسال کرد و سپس جملهای که وقتی شنیدم دنیا روی سرم خراب شد.
آن فرد شیاد و کلاهبردار که خود را عاشق دلباختهام معرفی کرده بود فقط کلاهبرداری هزار چهره بود. او از صحنه آزار و اذیتم فیلم گرفته بود. در پیامی که برایم فرستاده بود تأکید کرده بود اگر مبلغ پنج میلیون تومان برایش واریز نکنم آن فیلم را در شبکههای اجتماعی مختلف منتشر میکند. مثل دیوانهها شده بودم. خودم را به درو دیوار میزدم. نمیدانستم باید چه کنم و چه خاکی بر سرم بریزم. اگر پدر و مادرم موضوع را میفهمیدند باید چه میکردم و برای آبروی بر باد رفته چه توجیهی داشتم. هر طور بود مبلغ درخواستی را تهیه کردم ولی کاش به همان یکبار ختم میشد. این شیطان دوباره از من اخاذی میکرد و به خرجش هم نمیرفت که هیچ پولی در بساط ندارم. چند بار تصمیم گرفتم خودکشی کنم که دوستانم مانعم شدند.
پس از شکایت دختر جوان ماموران پلیس وارد عمل شده و رسیدگی به آن را در دستور کار قرار دادند. بررسیهای پلیسی نشان داد حرفهای لیلا صحت دارد و او ناخواسته در دام یک باند حرفهای اخاذی گرفتار شده است. سرانجام اعضای این باند شناسایی و دستگیر شدند.
تحقیقات از اعضای این باند نشان داد لیلا تنها قربانی آنها نبوده است. متهمان با پرسهزنی در شبکههای اجتماعی دختران جوان را شناسایی کرده و به بهانه دوستی یا ازدواج آنها را فریب میدادند. متهمان بیشتر طعمههای خود را از میان دختران دانشجویی که در خوابگاه زندگی میکردند شناسایی میکردند و با چربزبانی آنها را خام خود میکردند.
ستوانیکم تاج نساء ایزانلو / ضمیمه تپش
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:52

به گزارش جام جم آنلاین، «نوراحمد شیرزاد» رئیس اداره بهداشت نیمروز گفت که این دختران در یکی از مدرسههای شهر «زرنج» مرکز این ولایت مسموم شدهاند.
شیرزاد افزود که هنوز نوع گازی که باعث مسمومیت این دانشآموزان شده، مشخص نیست و تحقیقات برای تشخیص دلیل مسمومیت آنها ادامه دارد.
به گزارش بیبیسی، شیرزاد افزود در زمانی که این دختران در بیمارستان بستری بودند، شمار زیادی از مردم در بیرون بیمارستان تجمع کرده و نگران وضعیت پیش آمده بودند.
این نخستین بار نیست که دختران دانشآموز در افغانستان به این صورت مسموم میشوند. پیش از این در شمار زیادی از ولایتهای افغانستان رویدادهای مشابهی گزارش شده است.
چندی پیش مقامهای ولایت هرات در غرب افغانستان از مسمومیت دهها دختر دانشآموز در این ولایت خبر دادند. تا کنون دلیل این گونه مسمومیتهای گروهی به صورت مشخص اعلام نشده است.
منبع: ایسنا
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:52

به گزارش جام جم آنلاین ، جلال ملکی گفت: ساعت 18:54 شب گذشته حادثه ریزش آوار در خیابان نبرد شمالی، کوچه خالقی به ستاد فرماندهی سازمان آتش نشانی اعلام شد.
وی افزود: بلافاصله مأموران سه ایستگاه آتش نشانی به محل حادثه اعزام شدند که مشاهده شد در قطعه زمینی به مساحت 120 متر مربع گودبرداری به عمق 4 متر انجام شده بود و کارگران مشغول کار بودند که به یکباره ضلع جنوبی ساختمان مجاور تخریب شده است.
سخنگوی سازمان آتش نشانی تهران با بیان اینکه در این حادثه دو کارگر 17 و 18 ساله افغانستانی زیر آوار محبوس شده بودند، خاطر نشان کرد:آتشنشانان بلافاصله عملیات خود را آغاز کردند و دو کارگر را خارج کردند که متاسفانه مرگ یکی از آنها تایید شد و فرد دیگر مراکز درمانی منتقل شد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:28

به گزارش جام جم آنلاین ، این حادثه بعد از ظهر روز گذشته به وقوع پیوسته که شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب در تشریح دلایل وقوع این حادثه، اعلام کرده: در این حادثه ۶ نفر از کارگران و عوامل اجرایی مجروح شدند و پیمانکار پروژه هم جان خود را از دست داده است.
یکی از مجروحان حادثه از ناحیه پا دچار قطع عضو شده و ۵ نفر دیگر با جراحات سطحی در بیمارستان بعثت شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران تحت مداوا قرار دارند.
این حادثه انفجار خط لوله انتقال گاز در نزدیکی چاه شماره ۱۰۰ میدان نفتی گچساران به وقوع پیوست آتش سوزی در پی نداشته و علت دقیق بروز آن تحت بررسی قرار دارد.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:28

به گزارش جام جم آنلاین ، ساعت 09:50 ،بیست و چهارم اردبیهشت ماه بنا بر اعلام مرکز فوریت های پلیسی 110 تهران بزرگ مبنی بر تخریب خودرو و اموال شخصی در خیابان عباسی شمالی مقابل پایانه جنوب ماموران گشت انتظامی کلانتری 117 جوادیه سریعا به موقعیت اعزام شدند.
تعدادی از افراد رهگذر و مسافر پس از حضور عوامل کلانتری در محل به آنان مراجعه و اظهار داشتند: فردی در حالت غیر عادی (استعمال مشروبات الکلی) با یک عدد چماق به مردم و خودرو های گذری حمله ور شده و دست به تخریب زده است و درحال حاضر به داخل کوچه قهرمانی فرار کرده است.
در ادامه ماموران با گرفتن مشخصات ظاهری متهم جهت دستگیری وی اقدام کردند و در یک تعقیب و مراقبت پلیسی متوجه شدند که فرد شرور به کسبه یکی از خیابان های مجاور حمله کرده و در حال تخریب شیشه های مغازه است.
سرهنگ جلیل موقوفه ای، سرکلانتر هفتم پلیس پایتخت با اعلام این خبر، افزود: سریعا ماموران به محل اعزام رفتند و متهم را که شرور معروف محله جوادیه به هویت سهیل معروف به سهیل سمور را دستگیر و تحت الحفظ به کلانتری منتقل کردند.
به گفته سرهنگ موقوفهای تعداد زیادی از شهروندان محله جهت شکایت از شرور سابقه دار به کلانتری مراجعه و از عملکرد سریع ماموران انتظامی نیز تشکر کردند.
منبع: باشگاه خبرنگاران
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:28
محمد خوشبیان 33 ساله است و پسری دو ساله دارد. او از 15 سال پیش کارش را در سازمان نقشهبرداری کشوری در تهران شروع کرد. به خاطر شرایط کاریاش برای نقشهبرداری به ارتفاعات کوهستانی شهرهای مختلف سفر میکند اما روز یکشنبه 26 اردیبهشت امسال زمانی که با همکارش برای نقشه برداری به منطقه کجور مرزنآباد و ارتفاعات دره دوآب رفته بود، ناگهان دچار حادثه شد و از ارتفاع 900متری به پایین سقوط کرد اما یک معجزه او را از مرگ حتمی نجات داد.
او روی تنه درختی در مسیر سقوطش افتادو جان به سالم به در برد. پس از 240 دقیقه امدادگران هلالاحمر و اورژانس او را نجات دادند.
مهندس جوان که در این حادثه مصدوم شده بود،در گفتوگو با جامجم به 240 دقیقه دلهره و بازگشت خود از یک قدمی مرگ اشاره کرد.
روز حادثه برای چه کاری به آن محل رفته بودید؟
من 15 سال است به عنوان مهندس و کارشناس نقشهبرداری کار میکنم و برای نقشهبرداری به ارتفاعات کوهستانی رفته بودم . طی این مدت هزاران بار برای نقشهبرداری، از کوهها و ارتفاعات مختلف بالارفتهام. هیچ وقت باور نمیکردم چنین اتفاق تلخی برایم بیفتد. من و همکارم از 13 روز پیش از حادثه از تهران به مرزنآباد آمده بودیم تا در کجور مرزنآباد و ارتفاعات دره دوآب نقشهبرداری کنیم. آن روز هنگام ظهر به روستایی همان حوالی رسیدیم. خودرویمان را پارک کرده و با تجهیزات کاریمان سه کیلو متر و نیم پیاده روی کردیم.
بعد چه شد؟
وسایل را برداشتم و از راهی که چوپانهای بومی حرکت میکردند، ادامه مسیر دادم تا به ارتفاعات نزدیک شوم. همکارم در میانه راه بازگشت تا خودرو را بیاورد که بعد از پایان کارمان راحتتر بازگردیم. بعد از طی مسافتی و زمانی که ساعت به 13 و 45 دقیقه رسیده بود، خواستم از مسیر باریکهای عبور کنم که ناگهان پایم لیزخورد و به پایین سقوط کردم.
تا چه ارتفاعی سقوط کردی؟
ابتدا حدود ده متری به سمت پایین رفتم. جای پای مناسبی پیدا نکردم تا به پایینتر سقوط نکنم. زیر پایم دوباره خالی شد و به عمق 400 متری دره سقوط کردم. همان جا مرگ را به چشمانم دیدم.
آن لحظه که مرگ را با چشمانت دیدی، چه حسی داشتی؟
فقط فریاد زدم خدا یا، یا امام حسین (ع) کمکم کنید. گمان نمیکردم زنده ماندهام. دست و پایم بشدت درد میکرد و خیلی تشنه بودم و قدرت حرکت نداشتم. زیر لب شهادتین گفتم و گمان کردم نفسهای آخر را میکشم. امیدم را برای همیشه از دست داده بودم. تا حدود 40 دقیقه قدرت حرکت نداشتم. زمانی که به خودم آمدم دیدم روی تنه درختی افتادهام. با دیدن این وضع خدا را شکر کردم. امید به زندگی به من بازگشت. به چشم دیدم خدا معجزه کرده و نجات یافتهام.
بعد چکارکردی؟
مدت کوتاهی که گذشت، به خودم آمدم و متوجه شدم گوشیام درجیبم است. به سختی گوشی را برداشتم و تصمیم گرفتم از امدادگران کمک بگیرم. فاصله همکارم با من زیاد بود و او نمیتوانست به من کمک کند. تصمیم گرفتم برای زنده ماندن تلاش کنم. ابتدا به اورژانس و سپس به همکارانم خبردادم تا آنها از امدادگران نجات کوهستان کمک بخواهند. سپس با خانوادهام تماس گرفتم و پس از گفتن ماجرا، از آنها خواستم حلالم کنند. چون معلوم نبود بتوانم جان سالم بهدر ببرم. ساعاتی بعد امدادگران اورژانس، هلالاحمر و نجاتگران کوهستان به کمکم آمدند و پس ازحدود چهار ساعت عملیات، توانستند مرا که بشدت از قسمت لگن و مچ دستانم آسیب دیده بودم، نجات داده و به مرکز درمانی منتقل کنند. آن روز حتی بالگرد امداد هم به کمکم آمد و خلبان از طریق جیپیاس همراه، پیامهایم را دریافت کرده و موقعیتم را به امدادگران اطلاع داد. خلبان سعی کرد با کم کردن ارتفاعش به من نزدیک شود و نجاتم دهد اما نشد چون اگر بیشتر به تنه درختی که به آن گیر کرده بودم نزدیک میشد، امکان داشت تنه جدا شود و به عمق دره سقوط کنم. نجات من یک معجزه بود.
با خانوادهات ملاقات کردی؟
بله. آنها را در بیمارستان دیدم. اعضای خانوادهام هم شوکه شده و هم خوشحال بودند از این که زندهام. برادرم باورش نمیشد من از این ارتفاع سقوط کرده و به طور معجزهآسایی زنده ماندهام. پدرم با دیدن نقشه محل سقوطم هزاران بار خدا را شکر کرد و همان جا سجده شکر به جا آورد. خوشحالم که خداوند دوباره فرصت زندگی به من داد. با دیدن همسر و پسرم باورم نمیشد دوباره نزد آنها باز گشتهام.



معصومه ملکی - حوادث
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 14:48

به گزارش جام جم آنلاین ، سرهنگ داوود قاسمیان افزود: حوالی ساعت ۵:۳۰ چهارشنبه در کیلومتر ۲۹ محور قم - تهران یک دستگاه اتوبوس ولوو به دلیل عدم توجه به جلو با تریلی ایویکو برخورد کرد که در پی این حادثه یک تن کشته و ۲ تن مجروح شدند.
وی با اشاره به این که کلیه مجروحان و کشته این حادثه سرنشینان اتوبوس بودند، افزود: اتوبوس مذکور متعلق به تعاونی همسفر یزد و حامل ۲۲ مسافر بوده است.
جانشین رییس پلیس راه راهور ناجا از برخورد کامیون ایسوزو، ۲ دستگاه وانت زامیاد و پژو ۴۰۵ در کیلومتر ۸۰ محور قزوین - زنجان خبر داد و گفت: در پی این حادثه که حوالی ساعت ۲۲ سهشنبه رخ داد یک تن کشته شدند.
وی گفت: همچنین حوالی ساعت ۲۱:۳۰ سهشنبه در کیلومتر ۲۹ محور سرابله - چهارمله استان ایلام بر اثر برخورد پژو ۴۰۵ با وانت نیسان یک تن کشته و ۵ تن مجروح شدند.
به گفته جانشین رییس پلیس راه راهور ناجا علت این حادثه عدم رعایت حق تقدم از سوی پژو ۴۰۵ بوده است.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 14:48

به گزارش جام جم آنلاین ، محسن افتخاری در خصوص وضعیت رسیدگی به پرونده ستایش قریشی گفت: این پرونده به دادگاه کیفری یکِ استان تهران ارسال شد و با توجه به شرایط سنی متهم، شعبه ۷ به عنوان شعبه رسیدگی کننده به این پرونده تعیین شد.
سرپرست دادگاه کیفری یکِ استان تهران در رابطه با این شعبه، اظهار داشت: شعبه ۷ به عنوان شعبه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان، مرجع رسیدگی انتخاب شده است.
وی در خصوص اولین جلسه رسیدگی به این پرونده نیز گفت: بررسی ها بر روی این پرونده باید انجام شود تا زمان رسیدگی به آن مشخص شود که احتمال دارد این فرآیند یک یا دو ماه طول بکشد.
گفتنی است؛ بر اساس ماده ۳۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری جرائمی از جمله جرائم موجب مجازات سلب حیات، موجب حبس ابد، جرائم موجب مجازات قطع عضو و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی با میزان ثلث دیه کامل یا بیش از آن، جرائم موجب مجازات تعزیری درجه چهار و بالاتر باید در دادگاه کیفری یک استان رسیدگی شود و با توجه به اینکه در پرونده ستایش قریشی، این دختر بچه ۷ ساله افغان که توسط امیرحسین ۱۶ساله به قتل رسیده و جرم قتل محرز شده است، دادگاه کیفری یک صلاحیت رسیدگی دارد.
ضرورت حضور مشاور در دادگاه در ماده ۳۱۵ این قانون نیز آمده است که در صورتیکه اطفال و نوجوانان مرتکب یکی از جرائم مشمول صلاحیت دادگاه کیفری شوند، به جرائم آنان در دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان رسیدگی می شود و متهم از کلیه امتیازاتی که در دادگاه اطفال و نوجوانان اعمال میشود، بهرهمند میشود.
طبق تبصره دو این ماده حضور مشاوران با رعایت شرایط مقرر در این قانون، برای رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان در دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرائم آنان الزامی است.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 13:33